ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
عمربن خطاب زدن زنان در حضور پیامبر
... رقیه دختر پیامبر از دنیا رفت زنها در فوت او می گریستند عمر به میان آنها رفت و با تازیانه آنها را می زد که پیامبر رسیدند و فرمودند: عمر! این کار به تو مربوط نیست. آنهارا رها کن ، بگذار تا گریه (عزاداری) کنند،
سپس رسول اکرم (صلی علیه و آله وسلم)درکنار قبر رقیه نشست ، درحالیکه صدیقه طاهره حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) در کنار حضرت می گریست ، حضرت با لباس خود اشکهای حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) را پاک می کردند و اینگونه او را دلداری می دادند .

کلیک کنید

ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391

این مطلب به دو دلیل قرار میدهم اول برای کسانی که می گویند آتش زدنی در کار نبوده و فقط تهدید بوده دوم برای اشخاصی که می گویند چرا امیرالمومنین دفاعی نکرد در اینجا کاملا معلوم که حضرت مامور به صبر بودن و...
لوسی مفسر اهل سنت گوید: زمانی که مردم باابوبکر بیعت کردن وعلی بیعت نکرد، ابوبکر قنفذ را به محضر علی فرستاد وگفت: به دنبال علی برو و به او بگو خلیفه رسول خدا رااجابت کن. قنفذ نزد علی رفت و پیغام ابوبکر به حضرت رساند. علی فرمود: چه زود به پیامبر خدا دروغ بستید ومرتد شدید. به خداسوگند پیامبر، غیر ازمن کسی را به خلافت منسوب نکرد. ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد وعلی قبول نکرد، عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد. فاطمه برابر او قرار گرفت و فریاد زد: یا ابتاه یا رسول الله عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی فاطمه و نیز با تازیانه به بازوی وی زد در این هنگام فریاد فاطمه برخاست یا ابتاه . علی ناگهان از جای برخواست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت به زمین کوبید وضربه ای محکم بر بینی و گردن عمر نواخت...

تفسیر روح المعانی آلوسی ج3 ص124

ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 1 اردیبهشت 1391

ابن ابی شیبه گوید: هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند, علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می پرداختند واین خبر به عمر بن خطاب رسید و او به درب خانه فاطمه آمد وگفت: ای دختر رسول خدا! به خدا سوگند محبوبترین افراد نزد ما پدر تو و پس از او، خود تو هستی؛ اما این محبت، مانع از آن نخواهد شد که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور ندهم این خانه را بر اهل آن به آتش کشند. عمر ای جمله را گفت و بیرون رفت. هنگامی که علی و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامی پیامبر به علی و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شما به آتش کشد، به خدا سوگند! او آنچه را سوگند خورده انجام می دهد.

ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391

بن عبد ربه زمانی که اسامی کسانی که با ابوبکر را میشمارد میگوید: آنها علی، عباس، زبیر، و سعدبن عباده بودند؛ اما علی، عباس و زبیر درخانه فاطمه نشسته بودند.

ابوبکر به عمر بن خطاب ماموریت داد تا برود و آنان را از خانه بیرون بیاورد و درصورت مقاومت با آنان درگیر شود عمر با شعله آتشی که به همراه داشت، به سوی آنها حرکت کرد فاطمه چون با این صحنه مواجه گردید, فرمود: ای پسر خطاب! آتش آوردی تا خانه مرا بسوزانی؟ گفت: آری، مگر آن که به آنچه امت در آن داخل شده (بیعت با ابوبکر ) شما هم داخل شوید...

العقدالفریدج5 صفحه 13


ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1391

طبری می گوید: عمر،به سوی خانه علی که طلحه، زبیر و گروهی از مهاجران نیز در آن بودند آمد و گفت: به خدا سوگند!

برای بیعت با ابوبکر از خانه خارج شوید وگرنه خانه را به آتش میکشم...


 


تاریخ طبری ج3 ص202

ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 16 فروردین 1391

درایام فاطمیه وشهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا. سلام الله علیها به دست عمربن خطاب هستیم جنایتی که در تاریخ کاملا آشکار است و هرچه این جماعت ناصبی خواستن آن را کتمان کنند به لطف خدا روز به روز آشکار تر شده می شود در پستهای از این وب سایت اسنادی از مهمترین ودردسترس ترین کتب اهل سنت(همراه با اسکن کتاب) این جنایت بزرگ کاملا اثبات شدکه برای مشاهد به آرشیو وب سایت مراجعه کنید
اکنون قصد داریم اسنادی از دیگر کتب مرجع اهل تسنن که عموما کمتر مورد مطالعه قرار گرفته ارائه نماییم
باشد وسیله ای برای بیشتر آشکار شدن این حقیقت تلخ باشد.
سیوطی گوید: هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند, علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می پرداختند واین خبر به عمر بن خطاب رسید و او به درب خانه فاطمه آمد وگفت: ای دختر رسول خدا! به خدا سوگند محبوبترین افراد نزد ما پدر تو و پس از او، خود تو هستی؛ اما این محبت، مانع از آن نخواهد شد که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور ندهم این خانه را بر اهل آن به آتش کشند. عمر این جمله را گفت و بیرون رفت.

هنگامی که علی و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامی پیامبر به علی و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شما به آتش کشد، به خدا سوگند! او آنچه را سوگند خورده انجام می دهد.

                              
جامع الاحدیث سیوطی ج1 ص267

ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 10 فروردین 1391

نظر امیرالمومنین علی .علیه السلام درباره عمر و ابابکر 

امروزه یکی از شبهات ودروغهایی که جماعت مخالفین می گویند این است که امیرالمومنین با عمر ابابکر مشگلی نداشته و حتی با گستاخی می گویند از اعمال آنها راضی بودن برای فاش کردن این دروغ بزرگ این جماعت به مطلب زیر که از کتاب صحیح مسلم است توجه بفرمایید .

عمر گفت نظر شما ( حضرت علی علیه السلام و عباس عموی پیامبر ) راجع به ابوبکر این است که او را دروغگو و گناهکار و خیانتکار و خائن می دانید.


عمر می گوید که شما ( امیرالمومنین علیه السلام ) من ( عمر) را نیز دروغگو و گناهکار و خیانتکار و خائن می دانید.


دوستانی که اهل تحقیق هستن و دنبال تعصبات جاهلانه  نیستن و اهل منطق هستن می توانند به خطبه ششقیه امیرالمومنین علی .علیه السلام. درکتاب شریف نهج البلاغه مراجعه بفرمایند که جالب این که این خطبه را حتی علمای سرسختی مثل ابن ابی الحدید معتزلی هم تایید کردن
-----------------------------------------------------------------------------------------

کتاب صحیح مسلم -  کتاب الجهاد والسیر - باب حکم الفیء - صفحه ۸۸۵ - حدیث۱۷۵۷  

ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 5 فروردین 1391
عمربن خطاب سبیل خودرا تاب می داد مردم را گاز می گرفت

ابن زبیر می گوید:هر وقت عمرخشمگین می شد، سبیلهای خود را تاب می داد.(1)
همچنین می گوید: شخصی به عمر حرفی زد که مورد پسند او نبود ، عمر سرش را پایین انداخت ، دهان خودرا باد کرد و سبیلهایش را تاب داد ، او هنگام ناراحتی چنین می کرد.
(2)

     

و ابن ابی الحدید می گوید :((کان عمراذا غضب علی بغض اهله لم یشتف حتی یعض یده))(3)
ترجمه : هر وقت عمربه یکی از افراد خانواده اش غضب می کرد، تا دست اورا گاز نمی گرفت ،آرامش نداشت .
-------------------------------------------------------

1)کنزل العمال ج12ص645شماره35972
2)کنزل العمال ج3ص921شماره9170
3)شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدیدج12ص44


ارسال توسط سید | نسخه قابل چاپ
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
آخرین مطالب


  • آرشیو مطالب سایت